السيد محمد حسين الطهراني

87

معاد شناسى (فارسى)

لا حاجَةَ إلَى ذِكْرِهِ لِرَكاكَتِه . « 1 » شخصيّت هر انسانى به نفس اوست ، نه به بدن او « جواب از شبههء آكل و مأكول روشن مىشود به آنچه ما سابقاً بيان كرديم كه شخصيّت هر انسانى كه با آن مشخّص و معيّن ميگردد به نفس اوست نه به بدن او ؛ و آن بدنى كه در تشخّص انسان دخالت دارد يك امر مبهمى است كه تحصّلى ندارد مگر به نفسش ، و از اين حيثيّت هيچ تعيّن و تشخّصى ندارد و هيچ ذات ثابتى براى آن نيست . و لازم نمىآيد از اينكه مثلًا بدن زيد محشور شود آن جسمى كه مأكول حيوان درنده‌اى يا انسان ديگرى واقع شده است محشور گردد ؛ بلكه هر چيزى كه نفس زيد به آن تعلّق گيرد ، آن بعينه بدن اوست كه با آن بدن بوده است . بنابراين آنچه در اعتقاد به حشرِ بدن‌ها در روز قيامت لازم است ، آنست كه : بدن‌هائى از قبرها برانگيخته ميشوند بطورى كه اگر كسى هر يك يك از آنها را ببيند مىگويد : اين فلان كس است و بعينه خود اوست ، و آن بَهمان كس است و بعينه خود اوست ؛ يا اينكه مىگويد : اين بدن فلان است و آن بدن به همان است ؛ بنا بر آنچه تحقيق آن گذشت . و از اين لازم نمىآيد كه وجود بدن زيد و هويّت آن تبدّل پيدا نكند ؛ همچنان كه لازم نمىآيد كه اگر كسى در خلقت سيما و چهره‌اش ، قبح و زشتى و دگرگونىاى باشد و يا اينكه دستش بريده باشد و يا كر و كور و پير باشد ، به همان قسمى كه از نقصان و دگرگونى

--> ( 1 ) « أسفار اربعه » بحث معاد ، طبع حروفى ، ج 9 ، ص 200